محمد مهدى ملايرى
364
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن راه يافت و سبك و اسلوب آن تغيير كرد ، بهطورىكه چهرهء ادبى آن دگرگون شد و زبان محدود و كممايهء سابق به زبانى پرمايه و نيرومند مبدّل گرديد . در اين دوره زبان فارسى كه با محيط تازهء زبان عربى سابقهاى قديم و آزمايشهاى سودمند داشت كمك فراوان به اين زبان كرد ، زيرا هم خود اعراب و هم عربىنويسان ايرانىنژاد به سبب آشنايى كه با اين زبان و مردم آن داشتند بيشتر كلمات و اصطلاحات تازهاى كه بدان نيازمند مىشدند از زبان فارسى به عاريت مىگرفتند ، و از اين راه همهگونه واژهها و اصطلاحات فارسى از كلمات ادارى و ديوانى گرفته تا نام و وسايل و ابزار زندگى ، مانند ظرفها و دستافزارها ، اثاث خانه ، خوراكىها و پوشاكىها ، اصطلاحات و آلات موسيقى ، ابزار و اصطلاحات جنگى ، نام پرندگان و جانوران ، جواهرات و سنگهاى قيمتى ، فلزات و اصطلاحات نجومى و فلكى و چيزهاى بسيار ديگرى ، هرآنچه در زبان عربى وجود نداشت ، از زبان فارسى در آن راه يافت ، و گذشته از آنچه از اينگونه كلمات در زبان فصيح عربى به كار رفت و در نوشتههاى عربى منعكس گرديد بسيارى از كلمات و اصطلاحات فارسى هم به وسيلهء عامهء مردم و از زبان زندگى روزانه در عربى داخل گرديد كه از آن جمله بايد اصطلاحات كارگرى مربوط به صنعتها و پيشهها ، همچون بنّايى و نجّارى و آهنگرى و مانند اينها را نام برد ، كه چون جزء كلام عامه و مردم بىسواد بوده ، و معمولا در لغتنامهها و نوشتههاى خواص راه نداشته بيشتر آنها از ميان رفته و به ما نرسيده است ، و فقط خبر آنها را در بعضى مآخذ عربى مىخوانيم ، چنانكه ابو حاتم در كتاب « لحن العامة » نوشته است : « بدانكه هرچيز كه در باديه نبوده به جز كمى از آنها همه واژهء بيگانه و معرّب است ، و از آن جمله است ابزار و وسايل كار بنّايان و نجّاران و پيشهوران ( صنعتگران ) كه نام همه ابزار كارشان فارسى است « 1 » » . البته زبان عربى در دوران پيشرفت و تحول خود ، و حتى پيش از آن هم ،
--> ( 1 ) . به نقل شيخ طاهر بن صالح الجزايرى از او ، در كتاب « التقريب لاصول التعريب » ، ص 61 .